تبليغاتX
این مایه افتخار و خوش اقبالیست، که عرش از تب و تاب رنگ قرمز خالیست. آبی ست آسمان ای عزیز، آری! خدایمان هم استقلالیست آبی ترین فریاد
آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم!!!

اینایی که این زیر نوشته شده و شما زحمت می کشید و می خونید اصلا تراوشات ذهنی من نیست.

اینا تراوشات گرانبهای ذهنی دختر عمه گرام اینجانب است که شاعر تشریف می برن و بنده این شعر نو

رو که از واج آرایی وحشتناک حرف ت سروده شده ازش گرفتم و به عنوان یک سرقت ادبی اما با اجازه ی

شاعر در وبلاگم گذاشتم!!!

تو خواهی رفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تو تنهایی و تنهایی تو را تا انتهای تابش تردید، در ترویج تهذیب تسلی و تمتع، از تهدم های تبیین

تبسمها و تزویر و تملق های تنهای تباه و تیره ی تقدیر و تمناهای طولانی تصنیف تحنن ها به تاریکی

برای ترک تکرار تنفرها که تکراری ترین طرح طنین تیره ی تقدیر تلخند می کشاند

و تهدید تنفر بر تباهی طینتت را می کند تقدیمِ ترسی تا ابد سوزان، که تحمیلش تحمل ها و طاقت ها تو

را خواهد، که حتی تا تصور هم و حتی در تخیل هم به همراهت نمی آید

و تقدیرت تو را تا انتهای تلخی تحقیر و تنهایی کند پرت و تو از زنده ماندن می شوی طرد و تابوت تلطف

حس نکرده، تیره و بی رحم تقدیر، تو را چون طفل تنهایی به سختی می کشد در آن ته تلخ ترحم ها در

آغوش

و تو آن وقت می میری که دست سخت تنهایی تو را در انتهای تیرگی های تن تابوت تنها می گذارد

تو می میری در اثنای سکوتی تلخ و تاریک و تهی از طعم شیرین ترنم های بارانی که تکذیب تباهی را و

تخریب سیاهی را بداند و هنگام تنزل ها تسلط های تلخی را بشوید با تن خیسش

تو حتی تا طلوع ساطع مهتاب تنها هم نمی مانی که تنها تا ظهورش لحظه ای باقیست

تو خواهی رفت ....... همین حالا

طنین طینتت تا انتهای لحظه ی بودن، همین لحظه، تحنن را به صد تدبیر تکراری دهد تعلیم

کند تقریر یا تحریر

تو خواهی رفت....... همین حالا

در همین لحظه

دل تنهای تاریکی و تلخی، همنشین تیره ی تقدیر، که در اوج توهم ها تلطف را بر آن تشنه تن بیچاره

یعنی تجربه می کنی تحمیل  

تو خواهی رفت

و لی من این تنبه را به قلبت می کنم تقدیم

که تا تحریم تلخ آن تبسم ها تمامی یافت، بهار بودن سبزت، به تکراری طرب آمیز و طولانی، شود تزیین!

و اما......

بنازم بازی عربستان

جناب آقای مربای تیم ملی که یک بازیکن سرعتی هم در لیست دعوتیا نداشتن با استقبال عجیب

میزبان رو به رو شده دچار پدیده ی گیج زدگی گردیده انگشت به دهان در گوشه ی تنهایی خود به این

فکر بود که چرا؟ نه بابا این عربستان بود؟ نه پس ما ایران نبودیم!

زحمت های بازیکنانِ به شدت هماهنگ در اردوی کیش ؟!!؟یعنی جواد نکونام و مسعود شجاعی( روح

این دو عزیز در تمارین شرکت داشت) و پشت پرده هم مجتبی جباری ، به ثمر نشسته بازی را به تساوی

کشاند اما آن عزیزان گرانقدر که همانا تیم ملی سایپا و تیم ملی سپاهان می باشند و مسبب تعطیلی

لیگ به همت مربای محترم می باشند تنها شاهدی بر این حماسه ی جاوید بودند و در دفع توپ های

حریف عاجز

حال یه سوال

جناب آقای علی دایی آیا وکیلم با اجازه ی مردم عزیز ایران شما را از سمت منصوبی اخراج کنم؟

وکیلم؟

از قدیم گفتن اون چیزی که پیر تو خشت خام می بینه جوون تو آینه هم نمی تونه ببینه. حالا من از

همین الان اعلام می دارم که اگه خدای نکرده از بد حادثه رفتیم جام جهانی( که عمرا بریم) اونجا هیچ

حرفی برای گفتن نداریم. حالا چه ساعتیه دارم میگم.

بی صبرانه منتظر باز گشت جناب آقای دایی و حضور در کنفرانس مطبوعاتی ایشان در ایران هستم و

عاجزانه از شما دوستان مطبوعاتی می خواهم که ایشان را سوسک کنید. طرف زیادی قد قد می کنه

یکی باید جلوش در بیاد. یارو زیادی هم منفجر ترکیده همین روزاست که بترکه بپاشه به بر و بچ تیم ملی

فکر کنم اندک اندک 120 رو پر کنه. خدا رو چه دیدی یه وقت دیدی شد هم وزن رضازاده، رفت المپیک!!!

یه خواهش که دارم اصلا راجع به تیم ملی حرف نزنین که کی کجا بود و کی چکار کرد. بذاریم واسه

کارشناسا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مرسی

 و من

به سلامتی دانشجو شدم. ( تبریک مبارکه انشاالله مقاطع بالاتر انشاالله PHDتون)

حالا بدون ایران موزیک و شبکه های آلمان چیکار کنم؟ احتمالا از خونه ی رییس دانشگاه یه سیم می

کشیم خوابگاه. فکر کن فقط 8 تا شبکه. وحشتناکه. این 8 تا رو هم که من نگاه نمی کنم فقط گاهی

شبکه 3 و شبکه خبر اونم که خودتون می دونید چی، فوتبال و اخبار ورزشی.

بی خیال می ریم صفاییه صفا!

 

+  87/06/17ساعت 22:2  دستنویس ساناز  |