|
|
|
|
|
هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه(به بازی ایران و مالزی!) |
||
|
|
|
|
|
امروز می خونم: یارو می خواد بره. فردا می خونم: یارو نمی ره. می خواد بمونه! این جوری می فهمم یارو فقط داشته بازارگرمی می کرده!!! که بابا یکی بیاد منو بخره! ببخشید یکی بیاد منو بگیره! آخه الآن فصل، فصل آدم خری و آدم فروشیه. پول می گیری آدم آزاد می کنی! بازم ببخشید منظورم اینه که پول می گیری رضایت نامه یارو رو می دی! تو این آشفته بازار بخر و بفروش حاجی مونده و حوضش! (ببخشید آقای فتح الله زاده موندن و استقلال بلاتکلیف!) هرکی داره یه دری رو می کوبه که یا تو بیا، یا تو برو. ولی این تیم هنوز در هیچ خونه ای رو نزده. آخه هیات مدیره! نداره بیچاره!!! حالا فکر کن رفته سراغ یه یارویی. طرف میگه: داداش شما برو اول 5 میلیارد بدهیت رو صاف کن بعد بیا یه صحبت هایی می کنیم. شاید اون وقت به یه نتایجی؟! نه شاید بازم به نتیجه ای نرسیم! از قرار ته تفاله های لیگ همه دارن میرن استیل آذین! ولی خداییش واسه همین ته تفاله ها هم آن چنان پشتکاری به خرج می دن که آدم فکر می کنه دارن این تیم رو به قصد قهرمانی لیگ برتر می بندن نه لیگ1 !!! اون وقت این لیگ برتری ها تیم می بندن واسه رفتن به جام باشگاه ها آدم فکر می کنه قرار مسابقات استانی زمین خاکی برگزار بشه!!! امسال هم مثل پارساله. حتی بدتر! حسین می خواد بره، سیاوش می خواد بره، مهدی رحمتی می خواد بره، امیرآبادی می خواد بره، و ... منم می خوام برم!!! ولی از اینا که بگذریم هر نشریه زردی دهنش رو باز کرده داره کم کم زر زیادی می وره! یه روز اینو می چسبونه به استقلال یه روز اونو. بابا گفتیم تیم بی سر و صاحبه نگفتیم که دیگه سطل زباله است که هر بازیکن گندیده ی بی تیمی رو بندازن توش! دلتون رو نخشونید که علی سامره به استقلال نمی یاد؛ یعنی دلش می خواد بیاد ولی مایه نیست! عباس آقایی: شکر می خوره که بیاد. بره همون الوند همدان! مؤمن زاده: مگه استقلال مدرسه پیرمردهاست که بخواد بیاد. اونم این ... غیرتی که با تمام وجودش سعی می کرد به استقلال گل بزنه! ماست خیار زارع: آدم جوگیر به درد استقلال نمی خوره خودش به اندازه کافی داره! اگه حسین نره اینم حق اومدن نداره! یه سری اضافات دیگه هم بود که اونا خیلی اضافی بودن! حالا خودمون یه سری تغییرات اعمال می کنیم: 1. جوان گرایی می کنیم: داش علی رضا منصوریان: اسطوره ای بمون! اگه بالا سر تیم نباشی تیم، تیم نمی شه! محمود فکری: دستتون درد نکنه که 120 سال از عمر گرانبهاتون رو تو استقلال گذروندین. جسارتاً باعرض معذرت بیرون! محمد نوازی: شما هم بیرون. یعنی رفتی برگشتت الکی بود! خوب پیرمردها تموم شد. 2. سالم گرایی می کنیم: محسن یوسفی: بیرون! شما چشمتون شدیداً نیاز به لنز و عینک داره. چهره اتون هم یاد آدم رو به دهه 60 میندازه، یه کم دیر به دنیا اومدی!!! علی علیزاده: شما پاتون انحراف معیار داره. و ... شما هم بیرون! مرتضی هاشمی زاده: هنوز برای استقلال جوجه ای. خیلی هم جوگیری. لطفاً بای بای. باقر احمدی: شما هم اشتباهی اومدین تشریف ببرین چینی ژاپنی!! بهشاد یاورزاده: هنوز برای چپ استقلال نیاز به خوردن سرلاک داری! و .... شماها ترجیحاً بمونید: 1. وحید 2. امیرحسین(شما دوتا مجبورین که باشین چون قرارداد دارین!) 3. پیروز قربانی 4. علی انصار 5. طالب نسب(برای خنده!) 6. فرزاد مجیدی ..................................................... یه خبر کوچولو: دیروز عصر داشتم می رفتم بیرون که ساره زنگ زد. داشت می رفت سر تمرین تیم ملی! تا جایی که آنتن داد و من شنیدم خاله اش هماهنگ کرده بودن تا بره پیش بچه ها. حیف که نشد درست صحبت کنیم، همش قطع و وصل می شد. حالا اگه تونسته باشه مستقیماً با بچه ها ارتباط برقرار کنه، ماجراهایی که اتفاق افتاده باشه واسه وقتی برگشت!!! G God !anaz∫ |
||