|
|
|
|
|
فولاد مبارکه سپاهان اصفهان 4 – 1 پرسپولیس تهران بازیگران: بابام ........ لنگی عمو کوچیکه (ساکن طبقه دوم ساختمونمون)..........لنگی عمو بزرگه (مهمون امروزمون)...........یه شیر مرد استقلالی ساینا( خواهرم)..............22 ساله و استقلالی محمدرضا(داداش کوچیکم)..................14 ساله و استقلالی مهدی(داداش بزرگم)............. 19 ساله بی خیال فوتبال و اصلا تو فیلم نیست سپیده (دختر عموی لنگیم)................. 8 ساله استقلالی هانیه (دختر عموی استقلالیم)...................8 ساله استقلالی(یه ماه کوچکتر از سپیده) زن عموی لنگیم.............. بی طرف و فقط به ماها می خنده مامانم...................... حزب باد( هر طرف بیشتر نیاز به یاری داشته باشه همون طرفیه) گل سر سبده همه، بازیگر افتخاری: ساناز خانم گل............... 17 ساله و استقلالی!!! یه سری افراد هم بودن که نقشی نداشتن. از بردن نام سیاهی لشکر خودداری می کنیم!!! کارگردان هنری: خودم تهیه کننده: خودم حمایت مالی: مهدی برای خریدن کارت اینترنت هایی که فقط من مصرف می کنم؛ میگه تو کارت می خوری! نویسنده: ؟؟؟ احتمالا کمیته ی داوری ................................................................................................... قول می دم تا 30 خرداد آخریش باشه!!!! طبق معرفی ها دیدین که عمو کوچیکه لنگی ساکن طبقه دوم ساختمونه. عمو بزرگه هم که مهمونمون بود. جاتون خالی یه اکیپ استقلالی و یه نفر لنگی(بابام). تنها و بی رفیق. اون عموه بالا نشسته بود که صدای داد و بیداداش به گوش کسی نرسه!!! چون اگه پایین بود از کری های اعصاب داغون کن من و عموم کفری می شد. خلاصه که چه صفایی کردیم تو مروه! اگه ورزشگاه رفته بودیم اینقدر بهمون حال نمی داد. و اما نمایشنامه:(بلیط نفری 1000 تومن چون شمایین!) من و دخترا در اتاق با یه TV 14 اینچ، بابا و بقیه تو سالن و تماشای بازی از اونجا. متاسفانه کارت TV کامپیوترم نصب نبود از اون عکسای خفن براتون بگیرم. حیف! دیر یادم اومد تا بخواست برنامه نصب بشه طول می کشید. پرده اول: من از اتاق: بابا اگه امروز سپاهان ببره بستنی که اینجام(گلوم) مونده مهمون من. بابا از سالن: باشه!!! پرده دوم: بابا: پنالتی، پنالتی. گل، گل.................. ساناز پاشو برو بستنی بخر!!!! من: به قول یه ضرب المثل معروف: هنوز....... شب درازه! (چون صحبت با بزرگتر بود از اون کلمه فاکتور گرفته بودم! ما ایرانیا دست به سانسور کردنمون حرف نداره!) عمو استقلالیم در اواخر بازی: نه دیگه از این تیم سپاهانم بخاری بلند نمی شه. حق دارن بیچاره ها! سه روز در میون بازی داشتن. خسته هستن. تیمای اروپایی هم مثل اینا پشت سر هم بازی نکردن! ساینا: وای فقط 5 دقیقه مونده. ساناز اگه لنگ ببره بدبخت می شی! برو کامنت هات رو محدود کن و اجازه ثبت کامنت جدید نده! من: اشکالی نداره. من پررو تر از این حرفام. آمادگیش رو دارم. اگه از بد روزگار لنگ پیروز میدان بود با کمال افتخار این شعر رو بهشون تقدیم می کنم: استقلال پیروزی دو تیم مثل طوفان .................. دو تیمی که همیشه پیروزن توی میدان یه دفعه: پرده سوم: پنالتی، پنالتی.................... هورااااااااااااااااااااا...............دمت گرم............... گل، گل............ ای ول................ شیر قهرمانی!!!!!!!!!!!! محمد رضا به سالن رفت و پنکه رو روی درجه 3 برای بابام روشن کرد وگفت: بوی سوختنتون تا اتاق اونوریه اومد. اومدم پنکه روشن کنم یه کم خنک شین!!!! من: بابا بستنی در راهه!!!!!! بابا: پنالتی که نبود. مسخره است. از قبل برنامه ریزی شده که نذارن پرسپولیس ببره!!!!! پرده چهارم: وقت اضافه: ساینا: ساناز بیا گل. گل. گل برای تیم سپاهان. سپیده: الان چهره ی بابام دیدنیه. پاشم برم بالا ببینم چه خبره. سپیده برگشت: وای رفتم به بابام گفتم هه هه گل خوردین. بابام با عصبانیت گفت: بچه بدو برو پایین. اینم واسه ما زبون در آورده!!! منم محمدرضا رو فرستادم بستنی فروشی. که یه دفعه: ساینا: گل سوم. گل. دیگه تموم شد. ساناز دیگه تموم شد. هورااااااااااااااااااااااا ساینا: اه .... اه ........ ساناز بدو بیا.... اخراج کرد یکیشون رو................. ای وای دومی رو هم اخراج کرد............... قرمز مستقیم داد. WOW گل چهارم. لنگ سوراخ سوراخ شد. عموم: یه تیم 9 نفره و 4 تا گل! تموم شد. ماهیت لنگ در 5 دقیقه رو شد. اینه همون لنگی که می گفتن خوب بازی می کنه؟؟؟ عموم می گفت: ببینین دنیزلی داره می خنده؟ بابا: همش تقصیر داوره. اگه اون پنالتی ناحق رو نگرفته بود الان پرسپولیس رفته بود بالا!!! این همونی بود که باعث شد فینال قبلی هم پرسپولیس ببازه!!! این داور حق استقلال!!!!!! رو هم خورد. حالا فرستاده بودنش حق پرسپولیس رو بخوره!(فکر کن. بابای لنگیم از حق استقلال حرف بزنه!) پرده آخر: عموم: این لنگه پاره پاره................ امشب که خواب نداره من: تو رویای آسیا..........................می مونه این روسیاه البته فکر نکنید از قبل هماهنگ کرده بودیما. یه دفعه این شعره اومد. با همکاری همدیگه! .............................................. زن عمو کوچیکه برای عمو کوچیکه بستنی برده بود بالا که بگه بستنی باختتونه. از طرف ساناز. بخورین. اما با دیدن چهره ی بسیار عصبانی عموم فقط بستنی رو داده بود و اومد پایین و چهره ی عموم رو برامون تصویر و تفسیر می کرد!!!! وقت خداحافظی هانیه از همه خداحافظی کرد و یه جمله ی زیبا به بابام و عموی لنگیم گفت و رفت: بازنده ها خداحافظ!!! این عبارت رو باید بنویسن با آب طلا...... بزنن دم باشگاه لنگیا .................. تلفن به ساره: الو الو سفینه.......... صدا از زمینه........... اوضاع خوبه اون بالا؟..... سلامتین شماها؟ عمو وحید ساره هم لنگیه و توی گروه بابام اینا. از اونجایی که من با عموی ساره کری دارم زنگ زدم بهش که عموش رو اذیت کنه. اونم گفت: اتفاقا به اتفاق زن عموش این کار رو کرده. عمو وحیدش همیشه به ما میگفت: آخر لیگ که قهرمان نشدین براتون دستمال کاغذی میارم که راحت گریه کنین! از قرار بعد از باخت زن عموش برای عموش یه جعبه دستمال کاغذی گذاشته کنار!!!! تا تلافی ما رو سرش در بیاره. منم اینجا براش یه بسته دستمال کاغذی کنار گذاشتم! بنده خدا می گفته: ما از تیمی که رفته آسیا و جزء 8 تیم برتره باختیم. عیبی نداره. مهم نیست. هر چی باشه سوم شدیم و روی سر شماییم. بعدش هم باخت شگفتی ساز استقلال مقابل تیم مقاومت رو متذکر شده. ساره هم در پاسخ حماسه ی راه آهن رو یاد آوری کرده که تا اواخر فصل تنها پیروزیش مقابل تیم لنگ بوده!!! ........................................................... تو عمرم از برد استقلال اینقدر خوشال نشده بودم که از برد سپاهان شدم. سپاهانی که تا فصل قبل چشم دیدنش رو هم نداشتم!!!! موفق باشین زردپوشان اصفهانی حالا حامد و دارو دسته ی لنگیای شبکه ی لایو دیدن دارن!!!! ......................................................... اونور میدون هم که شکر خدا صبا برد. بیچاره تو لیگ خیلی حقش رو ضایع کرده بودن. حالا ما موندیم و فینال. امیدوارم صبا بتونه حقش رو بگیره و به چیزی که حقشه برسه، گرچه سپاهان شایسته تره! سپاهان در آستانه ی آسیا.......... لق لنگیا |
||
|
|
|
|
|
تمومه...................بازی تمومه! بالاخره تموم شد. هر چی که بود تموم شد. و امروز 40 میلیون هوادار سکوت کرد. یه سکوت غم انگیز. یه سکوتی که از هر فریادی بلندتره. این یعنی زمانی شده است که هیچ چیز ارزان نیست جز انسان. حالا به دور از هر تعصب آبی قهرمانی سایپا رو تبریک می گم. هم به علی دایی، هم به مردان نارنجی پوش غیورش! تونستن، چون با تمام وجودشون خواستن! اس اهواز دوم شد. اما فولاد رفت پلی آف. فجر پیکان رو زد تا داد بزنه: بابا استقلال به خودت بیا. چهار تا بچه ای که یا اولین بازیشونه یا اولین تجربه ی لیگشون میان و می برن. شماها چند ساله دارین تو لیگ به اصطلاح حرفه ای کنار هم توپ می زنین؟ اگه بازیکنای شاغلام هر سال توسط تیم های اسم و رسم دار تار و مار نمی شدن حالا به جای این تیما خودش قهرمان بود. چون هر تیمی بهترین بازیکناش رو از اون داره. نمونه اش استقلال: سیاوش، رحمتی، و..... لنگ سوم شد. اونا هم تبریک. تیمی که 12 امتیاز از استقلال عقب بود اومد بالای سرش. اونم با یک امتیاز بیشتر. چرا؟ چون به خودشون اومدن. اسیر حاشیه های روزمره نشدن. فهمیدن پیراهنی که تنشونه قداست داره. شاید سربازان لشکر آبی هم می دونن پیراهنه قداست داره. ولی.......... نمی دونم چرا هرچی اونا جلو رفتن آبی ها عقب کشیدن. فکر کنم کارت سوختشون نرسیده بود بنزین نداشتن! و استقلال چهارم شد. تراژدی غم انگیز قهرمانی پایان یافت! ما نرفتیم آسیا ..... نه از حذفی نه از لیگ. این بود همون تیمی که قول داد، هم قسم شد وقتی جام باشگاه ها رو ازش گرفتن دوباره پسش بگیره. ولی فقط یه چیزی رو ثابت کرد. اونجا رفتن لیاقت می خواسته که از قرار اونا زودتر فهمیدن این تیم نداره! کاش حداقل حرمت بخیه های سر انصاریان و بینی شکسته اش رو حفظ می کردین! امیدوارم سایپا که یه تیم با برنامه است وبازیکناش هر ساعت ساز رفتن کوک نمی کنن. هواداراش تو ورزشگاه فحش نمی دن. تیزی کشی تو مرامشون نیست. صاحب دارن. همه چیشون سر موقع است. واسه خودنمایی بازی نمی کنن، بره آسیا و آبروی ایران رو بخره. هم بستنی پر شد و هم پیتزا. قضیه این بود که بابای لنگیم گفت: اگه لنگ قهرمان بشه می ریم بابا بستنی. دیشب تا حالا بابام از درون داشت می رقصید. سه ثانیه ای یک بار به صدرنشینی یه روزه ی بعد از 5 سالشون اشاره می کردم و برنامه می ریخت که کی ببازه، کی مساوی کنه و کی ببره. نهایتا لنگ رو قهرمان می کرد. فکر کن!!! منم گفتم اگه استقلال از بد حادثه قهرمان شد با مایه ی خودم یا پیتزا پت و مت یا می ریم جووانی با سس مخصوص خودش. هر جا خودتون خواستین. اگه نایب قهرمان هم شد بستنی با من. اما همه چی پر. قبلنا کلاغ پر گنجشک پر....حالا بستنی پر، پیتزا پر، حال خوش پر بگذریم. یکی بود یکی نبود یه تمی بود که تیم نبود. بی سر و صاحب رفت واسه فتح یه جام. ولی اینا بود همه یه رویای خام. مرفاوی حمایتت می کنم. تو گزارش شب قبل دیدم داره برای دویدنشون مانع جا به جا می کنه. اینقدر دلم گرفت. چون مربی ما که مربی تیمی مثل استقلال نیست و فقط یه تیم باشگاهی دخترونه رو اداره می کنه هیچ وقت همچین کاری نمی کنه. حالا تصور کنین چقدر عشق می خواد که یه مربی همچین کاری رو بکنه. دیدین واسه دو تا باخت چقدر پیر شده بود؟ دیدین میگفت بازیکنام کم کاری نکردن. من اگه بودم همچین مربی رو هیچ وقت ول نمی کردم. هر جا می رفت باهاش می رفتم. چون اون واقعا عاشقانه استقلال رو دوست داره. امروز اگه راه داشت به جای این مهاجمای .... خودش می رفت تو زمین. حداقل دیگه دروازه خالی رو گل می زد و قبلش زمین نمی خورد. آخرش هم که دیدین. سرش رو پایین انداخت و تاسف و ........................................ حالا یه خواهشیم از بر و بچ تیم دارم. هر کدومتون قراردادتون تموم شده و قراره برین زودتر شرتون کم. تکلیف ما رو روشن کنین. ما به بازیکنایی که هر ساعت ساز رفتن کوک میکنن و برای استقلال کلاس می ذارن نیازی نداریم. اگه 14 تا بازیکن بمونه و همین 14تا فقط به خاطر استقلال نه به خاطر معروف شدنشون بمونن صد شرف داره که 34 تا باشن هر کدوم یه ساز بزنن و یه جور قر بیان! من بازم از رو نمی رم. بودم، هستم و خواهم ماند. احتمالا یه عده خداحافظی می کنن. ولی من با اقتدار و اعتماد به نفس قبلی کماکان ادامه می دم. کری بخونین می خونم. دنیا که به آخر نرسیده. مطمئنا تا بسته شدن تیم برای لیگ بعدی هستم. شاید بعدش وارد صحنه ی دیگری از تئاتر زندگی شدم(چه ادبی؟!!!) قراره واسه کنکور درس بخونم نا سلامتی. حالا به نظرتون دیگه راجع به کی بشینم چرت و پرت بنویسم تا لیگ بعدی؟ پیشنهاد از شما اجرا از من. هر چی سرچ کردم یه عکس اشک آلود آبی براتون بزنم عکسای قهرمانی و اشک شوق می اومد......... خودم گریه ام گرفت....... اینم تمام احساس الان منه! به قول میتی فعلا.................. |
||
|
|
|
|
|
واسه نتیجه از قبل تعیین شده تو کمیته داوری بازی چراااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا بازی کردین هیچی. بی خیال ولی دیگه علی انصاریان بازی با جونت چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گور پدر هر چی قهرمانی این تریپیه!!!!!! وحید بیچاره!!!! این بازی صمد بی تقصیر بود! صمد دقایق آخر دیگه واقعا بی هدف. چون بازیکن رو می تونست یه کاری بکنه. ولی داور رو نه! همین! قهرمانی واسه خودتون. ولی....................................... جون یه آدم به هفتمی یه جدول روی کاغذ، از یه لیگ بی منطق و آبکی که فقط صرف برگزار شدنش مهم بود نمی ارزه. کمیته ی داوری امسال کره بزترین کمیته داوری دنیا بود! وقتی غیاثی بود کجا از این غلطا می کردن؟ وقتی سیار میگه داورای ایران رشوه میگیرن بهش میگن خفه! رحیمی مقدم خداوکیلی چقدر گرفته بودی؟ می گفتی هوادارای استقلال از 1 ماهه گرفته تا 99 ساله N برابرش رو برات می ریختن به حساب! نفری هزار تومن هم می دادیم با احتساب حداقل 40 میلیون هوادار استقلالی با 40 میلیارد تومن می تونستیم ایل و تبارتم بخریم! می خواستی فقط لب تر کنی!!! اگه به رشوه دادن ما هم بلدیم بدیم. بازم توپیدم به داور. هر کی میخواد بگه دیواری از دیوار داوری کوتاه تر پیدا نکرده بگه. گرچه از رحیمی مقدم دیواری کوتاه تر پیدا نکردم. چون قد منم از اون بلندتره!(دروغ سیزده در روز 3 خرداد) هیشششششششششششششششکدوم از استقلالیا مقصر نبودن. نبودن نبودن. پیروز هم مقصر نبود. خطا داد که داد. دلش نمی خواست که بده. وحید گل خورد که خورد. دلش که نمی خواست بخوره. اصلا هم ناراحت نیستم (سکانس دوم فیلم دروغ 13) از بس که لیگ بی در و پیکر و بی سر و صاحبه ترسم از اینکه ییهو لنگ بیاد قهرمان بشه. فکر کن. تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته یه لیگی که تو اون آبی همش بدبخته بدبخته همش سر می بره داور از این تیم، بی در پیکر خیالی نیست هوادارا، بازم آبی میشه سرور(برتر) اینا هم فکر کنم پیش زمینه امتحان ادبیات روز شنبه امون. اینارو بنویسم نخونده امتحانم رو 20 میدن. یه سری نفرین می کنم به افتخار خرداد ماه و فصل امتحانات(نفرین رشته ریاضی): الهی که خدا تو کلوئید خون هر چی داور ایرانیه الکترولیت بریزه. ایشاالله کلوئید هاشون نور عبور نده. ایشاالله اثر تیندالتون برای همیشه کور بشه. الهی فرمول زندگیتون هیچ وقت موازنه نشه. الهی دلتا هاشتون همیشه منفی باشه. ایشاالله زندگیتون تابع همه این حالتا باشه.( اثرات امتحان شیمی روز پنج شنبه سوم خرداد) الهی که همیشه زندگی ازتون جذر بگیره. الهی قدر مطلق جز صحیح کسر مخرج رادیکالتون صفر بشه. آخرشم تابعتون ترکیب نده(حسابان). ایشاالله استقرای زندگیتون به اثبات نرسه.(جبرواحتمال) ایشاالله همه اجزای بدنتون متنافر باشه(هندسه). الهی آونگ زندگیتون هیچ وقت تو میدان قرار نگیره. الهی نوسانات ایستایی داشته باشین.(فیزیک) الهی لا اغتنم الفرصه(عربی). ایشاالله زبونتون وسیله انتقال پیامتون نشه(زبان فارسی). ایشااللهu cant live easily.(زبان انگلیسی) الهی نفس امارتون مغلوب نفس لوامه اتون بشه نتونیت رشوه بگیرین!(دین و زندگی) ایشاالله آخر برنامه زندگیتون از اون Error های c++ بده که به همین راحتیا نتونین اشکالش رو پیدا کنین. الهی هاردتون فرمت بشه(کامپیوتر). الهی مغزهای دهه شصتیتون به دست سورنا سر سیخ بیاد. الهی چنگیز به کمیتتون بزنه(تاریخ) فوتبالیش: ایشاالله ساق پاتون بی جمجه ی سرتون نشکنه! ایشاالله روح خبیث آفساید همیشه بر زندگیون حاکم باشه.(همشه تو آفساید باشین) ایشاالله خدا از زندگیون یه پنالتی خوشکل بگیره. ایشاالله خدا کارای خوبتون(بلا نسبت) رو مردود اعلام کنه. خفه شدم از بس نفرین کردم. اومدم پای کامپیوتر نوشتم تا خالی شم. هنوزم خیلی ادامه داره ها ولی شما اعصاب ندارین. |
||