آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم!!! |
سلام. خوبین؟
بالاخره 10 ماه کذایی تموم شد. فکرشو کن 10 ماه یرای 4ساعت و 4ساعت برای 4 سال!!!
خواستم از کنکور بنویسم گلاب به روتون wc لازم شدم. گفتم بی خیال می ریم سر همون موضوع قبلیمون. البته تیم مورد نظر هم تا قبل از فینال حذفی همه رو دستشویی لازم کرده بود.
از درد خودمون بگذریم برسیم به درد 22تا علاف که دنبال یه توپ وسط یه مستطیل سبز می دون و 4تا گلابی هم ناظرن.
اس اس مون امسال موش آزمایشگاهی بود. یک کیس مناسب برای تست مربی گری. هرچی اول فصل گفتیم آقا ناصرخان بزرگ، عالی، حرفه ای، اصلا هرچی هرکی فکر می کنه ولی به درد استقلال نِ می خو ره! زخم استقلال ریشه داره باید جراح بیارین با پزشک عمومی کارش نمی شه، حرف ما سندیت نداشت. عقل ملت هم ایرانی اول باید چوبشو بخوره بعد بفهمه تو برا چی حنجره پاره می کنی! بعدش هم می خواستن بهترش کنن از اونجایی که استقلال کاپ هرچیزی جز جشنواره گل آقا رو داشت رفتن سراغ فیروز کریمی!!!!!! ای بابا نه که تیم حاشیه نداشت فیروز رو کم داشت!
Welcome to ss!
رفت و رفت و رفت تا تیمی که قرار بود بعد از 20 جلسه تمرین از منچستر هم نبازه با افتخار 13 اُم شد! عدد قشنگیه قبولش دارم می خوامش ولی نه به عنوان رتبه تیم اون هم چی استقلال؟ خدا خیر بده به تیمای آخر جدول. وگرنه که معلوم نبود کار به کجاها می کشید. خدا را شکر بازیکن هامون هم به استثنای علی منصور درست مثل سیب زمینی بودن. انگار نه انگار این تیم داره منفجر می ترکه!!!
سرتون رو درد نیارم. خلاصه کوچولوای من که شما باشین زد و قصه به جایی رسید که این بَبو گلابی ها با عنایت دروازه بان محترمشون به فینال حذفی صعود کردن.
بازی رفت: باز هم همون آش و همون کاسه، رفتن باختن و برگشتن. چه هیجانی!!!!!!!
بازی برگشت رو بردن. خیلی هیجانی تر. min 30 اضافی تازه یادشون اومده بود باید ببرن اونم با اختلاف تا قهرمان شن. دستشون درد نکنه. خیلی زحمت می کشن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Any way! مردن تا بردن. تمام شد. کشکی کشکی حذفی رو گرفتن. بی جام نموندن. اما باز هم با امیری که فقط مربی استقلال بودنش باعث شد اسمش اینجا بیاد وگرنه خوب یا بد از چشم من که افتاده!!!
سعید لطفی گناه داشت. بیچاره این همه سال خاک نیمکت ذخیره رو خورد حالا هم به قول خودش نمی خواد بره اما مجبوره که بره! احتمالاً تو پازل امیر قلعه نوعی جایی نداره؟!!! چون اصولاً آدمای بزرگ تو پازل های کوچک جا نمی شن.(گفته پیروز قربانی، فصل 85، مبحث تیم ملی، پاراگراف مربی گری امیر قلعه نوعی)
مجی جبار هم که متأسفانه پدر عزیزش رو از دست داد (روحش شاد). شاید عامل پیروزی اس اس هم دعای پدر مجتبی بوده! کسی چی می دونه؟؟؟
از همه مهم تر: بزرگ تیممون خداحافظی کرد. دیگه حالا کی از روی غیرتش پیراهن اس اس رو می پوشه؟ عمق حرفش رو فهمیدین؟ "منو روی نیمکت هیچ تیمی مقابل استقلال نمی بینین". حرفش ایهام داشت. یعنی نامردا از استقلال به همه جا رسیدین حالا جلو خودش قد علم می کنین. من اینطوری نیستم؛ چون عاشق استقلالم. زندگیمه، وجودمه. ( دیدین پسرش هم گریه می کرد و می گفت خیلی ناراحته؟) یه طرف دیگه حرفش هم به اونایی بود که هر روز برا بالا رفتن مبلغ قراردادشون به صورت مخفیانه از سوی امدادین غیبی 1000… تا پیشنهاد پیدا می کنن. حالا از کجا؟ تیم فوتبال دارغوز آباد، کتسفس، نا کجا آباد، دستچین، عبور، موسوی گرمارودی!!!( ببخشید. از مطلب دور نشیم. این آخریا مربوط به ادبیات کنکور بود!)
شاید اینا انتظار داشتن با این جام، تلخی لیگ از بین بره. ولی هرچی سر جاش! من که رتبه 13 استقلال رو یادم نمی ره. حتی اگه 10باره دیگه هم حذفی رو بگیرن.
زیاد هم سر و صدا برای جام باشگاه ها راه نمیندازم. چون معلوم نیست لیست برسه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! بگذریم!
به پایان آمد این آپ و حکایت همچنان باقی ست!
G. O.
اول سلام به همه اونایی که اومدن یا نیومدن. خوبین؟ من رفتم سوم کشوری شدم برگشتم. البته امتیاز عملیم از همه بیشتر بود. کتیبیمم خوب بود ولی نمی دونم چرا سوم شدم؟
ولی مهم نیست به قول دوست تبریزی عزیزم: مهم اینه که مگام آوردی! من که خیلی خوشحال شدم تو توی مساقبه، مگام آوردی!!!
برد لاجوردی پوشان پایتخت رو هم با تاخیر به همه تون تبریک میگم. تو راه بودیم که خبرش رو شنیدم. خیلی خوشحال شدم. امیدوارم این روند ادامه داشته باشه. 36 موقعیت گل تو چهار بازی... فکر کن اگه 20 تاشم گل میشد الان استقلال لیگ رو ترکونده بود......
تو راه هم کل کل با لنگیا ادامه داشت. از گروه 9 نفره ما فقط 2 تاشون لنگی بودن( آمار نشون میده نسل لنگیا مثل دایناسور در حال انقراضه). حتی راننده تبریز هم استقلالی بود و من این موقعیت گل ها رو از اون شنیدم.
تشکر ویژه: مرسی از همه تبریزیا و رسیدگی و مهمون نوازیشون. واقعا حرف ندارن. دست شیرازیا رو از پشت بستن. آذری ها خیلی ایول دارین. سنگ تموم گذاشتین ...... هیچی رو کم نذاشتین
جواب کامنت ها:
ممنون از همه دوستایی که اومدن و کامنت گذاشتن و نظرات خودشون رو گفتن. من نود ندیدم، نگاه نمی کنم و نخواهم کرد. دلیلشم خیلی واضحه: وجود شخصیت منحوس عادل لنگیه که فقط هدفش نابودی استقلاله. یه برنامه که به هدف حاشیه سازی و ضربه زدن ساخته شده. البته قبلا اینطوری نبود. یه برنامه ی واقعا سازنده بود. اما اینم مثل هر چیزی که طولانی میشه از کیفیتش کم می شه به همون صورت در اومده و دیگه حیف وقته!
در جواب بعضیا: اولا که وبلاگ جایی که هر کی نظر خودش رو می نویسه. کامنت هم واسه این تعریف شده که شما نظر خودتون رو بنویسین. به نظر من کسی حق نداره به نظر دیگری توهین کنه. من هنوز سر حرفم هستم. مهدی رو از وحید بیشتر قبول دارم. این چیزی از شایستگی های وحید کم نمی کنه!
این که می گین وحید زحمت کشیده من منکرش نمی شم. چون اگه اینطوری نبود، نفر اول دروازه بان های ایران نمی شد. ولی هر کس برای خودش معیاری داره که طبق اون نظر میده.
آقا یا خانمی که به اسم آبیته!!! اومدی و هیچ سایت و ایمیلی از خودت نذاشتی. اولا که من به استقلالی بودنت شک دارم. چون تموم اون دوستای استقلالی که با نظر من مخالف بودن کاملا مودبانه نظر خودشون رو گفتن. حتی نوشتن که از نوشتم ناراحت شدن. من به نظرشون احترام می ذارم و اصلا هم ناراحت نمی شم. اما شما: بی غیرت خودتی. استقلالی نیستی که حرف از غیرت استقلالی می زنی. من ننوشتم از محرومیتش خوشحال شدم. این خنده ی من به کل مطلبی بود که نوشته بودم. هدف تو یه طرفه به قاضی رفتن بوده و با توپ پر اومده بودی. لنگی هم هفت جد و آباد اون طرف تر و این طرف ترته. پوست گوجه ای..... بامادور...... گرمزه بادمجون........(اینا آذریش بود!)
بمیر تا کفن ارزونه. می ترسم گونی کهنه هم گرون بشه گیرت نیاد مجبور بشن لنگ دورت بپیچن.
فقط بهت بگم دوشمِّسین (از آذریا بپرس بفهمی بهت چی گفتم)
میثم جان. متاسفانه نمی تونم بگم بعضیا کیه. چون بر طبق شواهد موجود یه عده ای جنبه ی شنیدن اسمش رو ندارن. یه دفعه میگم اونا میان یه چیزایی می نویسن که ممکنه هم به من هم به اون توهین بشه. فقط همین قدر بدون که خیلی قبولش دارم.
نکته اخلاقی..............................................................................
اگر دليل دوستي صرفا دانش آدمها باشد
كتابخانه ها شايسته ترين دوست در دوستي خواهند بود
زيرا پاي دلت را لگد نميكنند
و قند و چائيت را هدر نميدهند
و به موقع ساكت اند
و به موقع حرف ميزنند!
..................................................................................."حسين پناهي"
موفق و پیروز باشید(آرامش بعد از طوفان)
بای تا های
با اینکه خیلی دوست داشتم این بازی رو ببینم اما نشد! آخه نبرد وحید و مهدی دیدن داشت. من که خود بازی رو ندیدم، فقط موفق به مشاهده ی بعضی از صحنه های زیبای بازی شدم که بر طبق شواهد موجود میشه گفت به هیچ عنوان تساوی حق استقلال نبود...
مس بازیکن نداشت و به گفته ناصرخان 10 به 1 بازی می کرد، ولی یه دروازه بان درست و حسابی داشت که به قول خودش آمده بود ثابت کنه اون 10تا بازی آخر فصل قبل رو که روی نیمکت نشسته بود حقش نبوده! البته اگر خودش هم نمی خواست اینو ثابت کنه این قضیه بر همه واضح و مبرهن بود! من که شخصاً مهدی رو خیلی بیش تر از وحید قبول دارم. مهدی فقط در استقلال کمتر میدون می دید وگرنه از هر لحاظ از وحید سرتره!
از قرار بازی شده بوده میدون نمایش دروازه بانان! درسته که شانس مهاجمان استقلال زیاد بود و خیلی از موقعیت ها رو خودشون با یه کم بی دقتی خراب کردن ولی در کل این بازی یه بازی حیثیتی واسه 2تا دروازه بان بود! هر دو قصد خاک کردن حریف رو داشتن اما با هم روی پل موندن و هیچ کدوم نتونست اون یکی رو خاک کنه! من اگر جای ناصرخان بودم پنالتی رو می دام وحید بزنه؛ تماشایی تر می شد، نه؟! با اینکه پنالتی خوب زده نشد ولی عکس العمل مهدی هم خوب بود.
دودره باز پیروز نبرد رحمتی و طالب لو!
گل مس اصلا جالب نبود به قول بعضیا گلشون مریض بود(حالا بعضیا رو پیدا کنید؟! هر کی درست بگه ـ به استثنای ساره ـ جایزه داره. یه راهنمایی: استقلالی نیست، ولی من خیلی ازش خوشم میاد)
گل استقلال جای حرف نذاشت! تو این صحنه دودره باز نشون داد که تو عمل، کشتی گیر قابلیه و بعد از اینکه صورت مسئولین سایپا و سپاهان رو به خاک مالید حالا نوبت مهدی بوفون بود که خاک شه!
جونم براتون بگه که اون ور مهدی پنالتی گرفته بود، اینور وحید یه کاشته از زیر طاق بیرون کشیده بود. این به اون در! وحید روی یه ضد حمله جایی که دفاع جاش رو به امان خدا ول کرده و رفته بود گل خورد، ولی مهدی با سانتر زیبا از میثم و یه ضربه تمام کننده زیباتر از دودره باز! مهدی اومد که در حواس پرتی بقیه گل بگیره و خودش گل بزنه اما وحید از اون حواسش جمع تر بود و توپ رو جمع کرد! در نهایت بازی مساوی شد یعنی دروازه بان ها برابر! اما من می گم 4 – 0 به نفع مهدی! چون فشار بیشتری روی اون بود؛ هم از طرف مهاجم ها، هم هافبک ها، هم نسبت هوادارها، و هم اینکه خوب تونست اعصاب وحید رو له کنه و یک جلسه محرومش کنه!هه هه هه هه ........
لنگیای نسبتا محترم: جوجه رو آخر شاهنامه می شمارن(جوجه رو آخر پاییز می شمارن، شاهنامه آخرش خوشه) یا به قول سر مربی محترم تیممون عروسی به کوچه ی ما هم می رسه!!!
Good luck
Sanaz!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|